بر روی عکس زير کليک کرده تا وارد وبلاگ نور شويد(در يک پنجره جديد باز خواهد شد)
نوشتن من در اين وبلاگ به سر رسيده. وبلاگ را برای هميشه به کنار گذاشته ام.
خداحافظ
انسان نوری است که شوق بازگشت به نور اصلی را دارد. فرقی بین نورها داریم. نوری که پایانی ندارد و نوری که روزی خاموش میشود. انسان میتواند نوری باشد که از ازل تا ابد میتابد حتی اگر دنیا پایان یابد. پرده ها همیشه رخ زیبای انسان را گرفته اند و نور اندکی به برون میتابد. انسان در سختی آفریده شده است و همچنین با اینحال بهترین آفرینش را دارد. پس شرط رسیدن به انسانی که بهترین خلقت را دارد زندگی کردن است و پشت سر گذاشتن سختی ها. نه اینکه ملزم به سختی دادن به خود است بلکه کمال در امتحان پس دادن و سربلند بیرون آمدن است. با هر امتحان پرده ها سست میشوند و با موفقیت نور وجود انسان به بیرون رسوخ میکند، وجود انسان و دیگران را در بر میگیرد و به انسان وسعت میبخشد. ولی با شکست در امتحان پرده ها نور وجود انسان را بیشتر در خود میکشند و انسان را به سمت پوچی میکشانند. راههای آسان همیشه آسان ترین انتخاب برای انسان بوده اند ولی نتایج آنها هیچوقت تضمینی برای رسیدن نیستند. ما آنچه را در دست داریم به هیچ میدهیم تا به اندازه وسعت زمان فکرمان راحت باشیم. و ما بی خبریم، از آنچه میتواند وسعت وجودمان باشد، فراتر از آنچه میتواند نام بگیرد. پرده های تاریکی را به دور خود کشیدن برای از دست ندادن احساس گرمای نادانی مرگی است که ما با لذت به آن تن در داده ایم. ترس از پیوستن به نور، به سبب غروری است که ما در گمان خود پرورده ایم. واقعیت لمس شدنی نیست، بلکه تجربه ای است که با زندگی کردن قابل لمس میشود. واقعیت اینست که نور میتواند با دیدن انعکاسش خود را نظاره کند. و نظاره کردن فقط برای مدتی کوتاه نیست، بلکه میتواند برای بی نهایت خوبی یا بدی باشد. نور بی مرز است، وقتی پرده ها به کناری زده شوند.
سلام. یکی از خوانندگان وبلاگ خواستند که روشی به غیر از روش طناب ارائه کنم. حتی روش طناب هم روش نهائی نیست و من این روش را که متعلق به روبرت مونرو میباشد فقط برای ایده گرفتن شما نوشتم و اینکه بدانید که شما هم میتوانید یک روش متعلق به خودتان داشته باشید. همه به برون فکنی به عنوان یک "پدیده" جدا نگاه میکنند که رسیدن به آن همه چیز را حل خواهد کرد. خوب نمیخواهم نا امیدتان کنم ولی اینطور نیست. وقتی چاکراهای انسان فعال باشند و انرژی انسان در سطح خوبی قرار داشته باشد انسان به راحتی در خواب برونفکنی همراه با آگاهی خواهد داشت و این یک امر طبیعی است و نیاز به هیچ تلاشی ندارد. آگاهی در آن سطح ارتباط مستقیم با کیفیت و سطح انرژی دارد. که این هم بستگی به کیفیت زندگی ما دارد. اگر از لحاظ روانی و فکری در وضعیت مناسبی قرار داشته باشیم و زندگی سالمی را پیش گرفته باشیم خیلی از این رخدادها و تجربه ها به خودی خود برای ما پیش خواهند آمند. درجایی خواندم که کسی نوشته بود این زندگی هم در حد خود برونفکنی است. این حرف حکیمانه ای است. وقتی ما توانستیم در این دنیا آگاهانه زندگی کنیم رسیدن به مرحله های بعد طبیعی خواهد بود و به راحتی خواهید توانست کالبدهای دیگرتان را برونفکنی کنید. درصورتی که چنین وضعیتی دارید انجام برونفکنی بسیار راحت است. و نیاز به تلاش زیادی ندارد و شما عناصر اولیه آن را در اختیار دارید که یکی تمرکز و دیگری تخیل است که جزئی از وجود شما میباشند. حالا ممکن است شخصی با یوگا به حالتهای مختلف آگاهی دست پیدا کند. شخصی دیگر با مدیتیشن و دیگری با خود هیپنوتیزم. انعکاسات راه با هم اختلاف دارند ولی نهایت مشخص است. پیشنیاز رسیدن به برونفکنی رسیدن به حالت خلسه است. تعریف حالت خلسه برای ما این خواهد بود که انسان به "مرحله ای" برسد که درآن بدن به حالت بی حسی رسیده، و ما از حواس پنج گانه مان استفاده نکنیم. تاکید میکنم استفاده نکنیم نه اینکه آنها کاملا از کار بیفتند، نه این امکان ندارد پس هدفتان این نباشد بلکه در این سعی باشید که دیگر به آنچه به درون شما از طریق این حواس سرازیر میشود اهمیتی ندهید و باشید و نباشید. این اول راه است. رسیدن به این مرحله کاملا ضروری است. باز هم روش اصلا مهم نیست. شما ممکن است با تمرکز شدید به این حالت برسید شاید اصلا تمرکز نکنید. مهم رهایی از احساسات اصلی انسان در مرحله اول است. مرحله بعد افزایش عمق خلسه که در واقع افزایش سطح آگاهی است. شما ممکن است این کار را با تلقین انجام دهید دیگری با آرامش درونی که دارد به آن دست یابد و دیگری با اراده کردن. وقتی به آن مرحله رسیدید که آگاهی شما در کالبداختریتان قرار گرفت(به تعبیر تجربی) و احساس دوگانگی کردید آنوقت میتوانید از بدن جدا شده و بیرون بیایید.
یکی از راههای رسیدن به خلسه بی حرکت ماندن است. در یک جا دراز کشیده و چشمانتان را ببندید. آن مکان میبایست تاریک باشد. یکی از رازهای پیش رفتن در این حالت و رسیدن به حالت خلسه بدون اینکه به خواب بروید در نظر گرفتن یک فکر یا تصویر بسیار قوی در ذهن است. یعتی این فکر و یا تخیل به قدری برای شما قابل لمس باشد که بتوانید مدت زیادی را فقط با آن بسر ببرید و به این طریق بگذارید بدن فیزیکی روند طبیعیش را ادامه داده و به تبع حالت شما به خواب رفته بدون اینکه شما را به درون کشیده و آگاهی را از شما به خود بکشد و شما دوباره به حالت فراموشی همیشگی خواب دچار شوید. وقتی به زمانی رسیدید که دیگر بدن شما کاملا بی حس شد شما میتوانید منتظر نشانه های آزادسازی کالبدانرژی باشید. که معمولا شما به راحتی میتوانید صدای ارتعاشات آن را بشنوید و آن را کاملا احساس کنید. شاید هم اصلا ارتعاشات را احساس نکنید. در صورتی که در انجام این کار آناموفق شدید بعد از مدتی روان شما کاملا شرطی شده و شما به راحتی و در هر شرایطی قادر به انجام آن خواهید بود. این مفهومی است که شما نیاز به فهمیدن آن دارید و با تجربه درک خودتان را از آن افزایش دهید. چیزی که می ماند روش مورد استفاده است که میبایست بر اساس این مفهوم پیاده شود و در نهایت انتخاب آن با شماست. کتابهای زیادی وجود دارند که میتوانید از آنها استفاده کنید. کتابهای خوبی که دیده ام و خواندن آنها میتواند مفید باشد یکی "پرواز روح" است که ترجمه میباشد. دیگری "اقیانوس" که نویسنده آن یک ایرانی میباشد و به زبانی ساده و شیرین به آموزش روش عملی انجام برونفکنی کالبداختری پرداخته. دیگری "تقویت نیروهای روانی" از زاک مارتین میباشد که کتاب کمیابی است و بسیار مفید و آموزنده است با اینکه درباره برونفکنی کالبداختری صحبتی در آن به میان نیاورده ولی روشی قابل استفاده برای این منظور دارد که این کتاب برای کسانی که میخواهند به انجام فعالیتهای فراحسی از انواع دیگر بپردازند نیز بسیار مفید و جالب است.
منبع: http://www.holisticwebs.com/eye/hearts.html
هشدار: اشخاصی که با شرایط زیر مطابق هستند مجاز به انجام این مدیتیشن نمی باشند:
(1) افراد زیر 18 سال؛ (2) آنهائی که مشکلات قلبی، فشارخون، آب سیاه و ناراحتی شدید کلیه دارند؛
و (3) زنان حامله. انجام این مدیتیشن برای اشخاصی که ذکر شد میتواند اثرات مضر داشته باشد. افرادی که با شرایط بالا مطالبقت دارند و اصرار به انجام این مدیتیشن دارند، آن را با مسئولیت خود انجام دهند.
- تمرین پاکسازی. کالبد اثیری را با انجام تمرینات ساده فیزیکی به مدت تقریبا پنج تا ده دقیقه پاکسازی کنید. در حین تمرین، ماده سبک خاکستری، یا پرانای استفاده شده، از کالبد اثیری بیرون ریخته میشود. تمرینات فیزیکی همچنین احتمال ممکن تراکم پرانائی را کاهش میدهد، از آنجا که مدیتیشن مقدار زیادی انرژی سیال در بدن ایجاد میکند.
- طلب کردن برکات الهی. نیایش برای حمایت، کمک و راهنمائی شخص بسیار مهم میباشد. بدون نیایش، ممارست هر گونه تکنیک مدیتیشنی پیشترفته میتواند خطرناک باشد.
- فعال کردن چاکرای قلب. مرکز قفسه سینه (قسمت قلب) خود را برای چند ثانیه توسط انگشتتان فشار دهید. سپس بر روی چاکرای قلب که در جلوی آنجاست تمرکز کنید و همه دنیا را با محبت و عشق خود برکت دهید. برکت دادن نمی بایست به صورت غیرفکری انجام شود. در هنگام برکت دادن به کل زمین، آن را به صورت یک توپ کوچک در مقابل خود تجسم کنید، که با یک نور صورتی متمایل به آبی پر میشود. مردم را در حال تبسم و سرشار از خوشی، ایمان، امید، و آرامش تجسم کنید. دشمنان را در حال آشتی کردن، آغوش گرفتن و بخشیدن یکدیگر هستند. شما همچنین میبایست شخصا خوشی، شادی، و آرامش را احساس، و سراسر وجودتان را از آنها پر کنید، درحالیکه به زمین برکت میدهید. دعاهای خیرتان(برکات) را به کودکان، بچه ها یا افراد متوجه نکنید چون آنها ممکن است توسط انرژی شدید تولید شده توسط این مدیتیشن سردرگم شوند.
- فعالسازی چاکرای تاج. بالای سرتان را برای چند ثانیه فشار دهید. سپس سیاره زمین را با عشق و محبت از طریق چاکرای تاج برکت دهید. دقیقا همان انرژیهای مثبتی را که شما در مرحله 3 فراخواندید احساس کنید. نور سفید تابانی را از چاکرای تاج خود تجسم کنید که همه زمین را برکت میدهد.
- برکت دادن توسط هردو چاکرای تاج و قلب. زمین را با نور طلائی به صورت همزمان توسط هردو چاکرای تاج و قلب برکت دهید. این کار هر دو چاکرا را تنظیم خواهد کرد و باعث میشود برکت بخشیدن ها قویتر شوند. دقیقا همان انرژیهای مثبتی را که شما در مرحله 3 و 4 فراخواندید احساس کنید.
- رسیدن به اشراق. برای رسیدن به اشراق ( توسعه آگاهی)، نقطه نور سفید خیره کننده ای را در بالای سرتان تصور کنید و همزمان کلمه آ-ام یا آمین را به آهنگ تکرار کنید. درحالیکه تمرکز خود را بر نقطه نور نگاه میدارید، بر فاصله یا خلاء ( لحظه سکوت) میان آ-ام ها یا آمین ها تمرکز کنید. این عمل را برای مدت 10 تا 15 دقیقه انجام دهید. وقتی بتوانید به طور همزمان بر روی نقطه نور و فواصل میان آ-ام ها تمرکز کنید، شما انفجاری از نور را در درون خود تجربه خواهید کرد.
- آزاد کردن انرژی اضافی. بعد از مدیتیشن، بسیار مهم است که همه انرژی اضافی را با دعا و برکت زمین توسط دستهایتان، همراه با نور، محبت، آرامش، و موفقیت برای چندین دقیقه تا وقتی که حس کنید بدنتان متعادل شده است آزاد کنید. اگر حس میکنید هنوز انباشه از انرژِی اضافه هستید به دعا و برکت بخشیدن ادامه دهید، در غیر اینصورت انرژی اضافی ممکن است باعث شود شما دچار سردرد و دردهای سینه شوید. درصورتی که انرژی بیش از اندازه در بدن اثیری وجود داشته باشد، بدن مادی ممکن است همچنین در دراز مدت رو به زوال بگذارد.
مدیتیشن روی قلبهای همزاد چیست؟
ترجمه: انسان
منبع: http://www.holisticwebs.com/eye/hearts.html
مدیتیشن روی قلبهای همزاد1 بر پایه این اصل میباشد که بعضی از چاکراهای اصلی2 برای مراحل یا افقهای مشخصی از آگاهی، نقطه های رودی یا درگاه هستند. برای بدست آوردن اشراق یا آگاهی کیهانی3، فعالسازی چاکرای تاج4 به اندازه کافی ضروری است. ولی این وقتی قابل انجام است که چاکرای قلب5 به اندازه کافی فعال شده باشد. از این قرار روش قلبهای همزاد به چاکراهای قلب و تاج اشاره دارد.
چاکرای قلب یک مرکز انرژِی در مقابل قفسه سینه انسان میباشد. چاکرای قلب همتای قلب فیزیکی میباشد که در بعد انرژِی میباشد. چاکرای قلب مرکز شفقت، خوشی، مهربانی، توجه، بخشش، و سایر احساسات پاک میباشد.
چاکرای قلب نسخه مطابق، یا دوقلوی چاکرای تاج میباشد. وقتی شما به چاکرای قلب بنگرید، میبینید که دوازده گلبرگ، مشابه با دوازده گلبرگی که هسته داخلی چاکرای تاج را تشکیل میدهند دارد. از جهت دیگر، چاکرای تاج، مرکز اشراق، یا عشق الهی، یا وحدت با همه میباشد. این چاکرا وقع در بالای سر انسان میباشد، و انرژی مغز وغدها را از آنجهت تامین میکند. وقتی چاکرای تاج به اندازه کافی فعال شده باشد، هسته داخلی متشکل از دوازده گلبرگ آن گشوده، باز و مانند یک فنجان طلایی، تاج طلایی، نیلوفر طلایی، یا گل طلایی به سمت بالا می آید تا انرژی روحانی را دریافت کند، که به سایر قسمتهای جسم توزیع میشود.

چاکرای تاج چاکرای قلب
وقتی چاکرای تاج بسیار فعال شده باشد، یک هاله دور سر تشکیل میشود. در حین مدیتیشن، چاکرای تاج به قدری سریع میچرخد که مانند یک شعله تابان نور در بالای سر شخص ظاهر میشود.
مدیتیشن قلبهای همزاد(دوقلو) برای اولین بار در کتاب استاد چوا کک سوئی به اسم دانش و هنر باستانی شفابخشی پرانائی(1987) معرفی شد.6
از آنجا که مدیتیشن یک وسیله قدرتمند در برقراری یک آرامش جهانی میباشد، استاد چوا اجازه داده تا این مدیتیشن، نسخه برداری، چاپ دوباره و دوباره تولید شود.
در حال انجام مدیتیشن روی قلبهای همزاد چه پیش می آید؟
وقتی یک شخص روی قلبهای دوقلو یا همزاد مدیتیشن کند، انرژی الهی به درون تمرین کننده جریان می یابد، و او را سرشار از نور، عشق و قدرت الهی میکند.
جستجوگران معنویت که این مدیتیشن را برای مدت نه چندان کمی تمرین کرده باشند ممکن است خود را محصور در نور خیره کننده، و بعضی وقتها کور کننده بیابند. همچنین، افراد تمرین کننده ممکن است وجد و خوشی الهی، و یک احساس وحدت با همه وجود را تجربه کنند. این یک تجربه معمول در بین یوگیهای پیشرفته و قدیسین همه ادیان بوده، و میتوان از این نظر برای اطمینان به متون مقدسشان مراجعه و أن را بررسی کرد.
این نور کور کننده، درخشان، و خیره کننده در یوگای معتقدین به تائو به عنوان "کی" بهشت، و یا در مراسم باستانی کابالای یهودی به عنوان ستون نور شناخته شده است. برای یوگی هندی و قدیسین، آنها نام آنتاخارانا یا پل روحانی نور را به آن اطلاق میکنند. مسیحیان به آن به عنوان نزول روح مقدس، که به صورت سمبل یک ستون از نور با یک قمری نزول کننده تصویر میشود. قمری سفید نشان دهنده نزول انرژی الهی میباشد. گسیل انرژی الهی باعث توسعه موقتی چاکراهای اصلی و هاله درونی رهرو میشود. ولی اگر این مدیتیشن به صورت روزانه برای مدت یک سال تمرین شود، این توسعه ممکن است دائمی شود.
فوائد این مدیتیشن
وقتی مردم این مدیتیشن را به صورت روزانه یا مرتب روی قلبهای همزاد تمرین کنند، چاکراها و هاله های اصلیشان بزرگتر شده، باعث میشود کالبدهای انرژیشان پویاتر و قویتر شوند. با داشتن چاکراها و هاله داخلی بزرگتر، آنها میتوانند شفادهندگان قدرتمندی شوند و میتوانند بیشتر ناراحتی های مزمن کوچک را به سرعت و تقریبا آنی شفا دهند. داشتن یک کالبد انرژی قدرتمند و پویا نه فقط قدرتهای شفابخشی فرد را افزایش میدهد، بلکه همچنین موثر بودن و سودمندی فرد را در کار می افزاید. مردمی که دارای شخصیتهای باجاذبه یا گیرایی روحانی هستند معمولا چاکراها و هاله های بزرگتر از مردم معمولی دارند، و آنها گرایش به داشتن تاثیر قویتری بر روی اکثر مردم دارند. از این گذشته، یک فرد که به صورت منظم مدیتیشن میکند بیشتر ازقبل دارای حس درک مستقیم است وهوشمندتر میشود. وقتی در مقابل یک مشکل قرار میگیرد، او دارای یک قدرت افزایش یافته خواهد بود تا بتواند مستقیما درون مشکل را ببیند و راه حلهای درست و مناسب را بیابد.
آنهائی که قصد دارند مدیتیشن روی قلبهای همزاد را به صورت منتظم تمرین کنند، هرچند، میبایست تهذیب نفس یا ساختن شخصیت را از درون انعکاس آن به صورت روزانه تمرین کنند تا مشخصه های مثبت آنها تقویت یا فعال شود.
مدیتیشن بر روی قلبهای همزاد یک شکل از خدمت به جهان میباشد. با برکت دادن به زمین با مهربانی محبت آمیز، شما جهان را با انرژیهای مثبت معنوی پر میکنید. دعاها میتوانند به موسسات، کشورهای بخصوصی، یا گروهی از ملتها معطوف شود. توانائی دعاها وقتی توسط گروهی از افراد انجام شود چندین برابر افزایش می یابد. راه دیگری برای برکت دادن به زمین با مهربانی محبت آمیز پخش رادیوئی روزانه در یک زمان مناسب میباشد به طوری که بعضی یا اکثر شنوندگان در فرایند مدیتیشن شرکت کنند. وقتی توسط شمار بزرگی از مردم تمرین شود، این مدیتیشن به صورت معجزه آسائی زمین را شفا میدهد؛ بدانوسیله آن را هماهنگ تر و پرآرامشتر میکند.
به زودی ادامه و روش انجام مديتيشن را در وبلاگ ميگذارم.
- Meditation On Twin Hearts
- Major Chakras
- Cosmic Consciousness
- Crown Chakra
- Heart Chakra
- Master Choa Kok Sui - the Ancient Science and Art of Pranic Healing -1987
من به هنگام تنفس عمیق دچار خمیازه میشوم وتمرکزم به هم میخورد.(هر چند خمیازه هم نوعی تنفس عمیق است ولی چون غیر ارادی است تمرکز و کنترل خود را از دست می دهم.) بنظر شما چگونه با این خمیازه ها کنار بیایم؟
سعی کنید در هنگام خستگی مفرط و نیاز شدید به خواب تمرین نکنید بلکه اوقاتی را پیدا کنید که اینگونه نباشید(حتی الامکان) و قبل از شروع تمرین شستن دست و صورت با آب سرد را توصیه میکنم. نکته مهمتر اینه که به این خمیازه ها توجهی نکنید. بگذارید همه چیز روند طبیعیش را طی کند.
از انجا که من فلسفه خوانده ام وذهنی مفهومی دارم در مورد بعضی از اعمالی که نیاز به داشتن باور خاصی دارند دچار ابهام شده ام. - کالبد اختری دقیقا چیست؟ ایا همان روح است یا بخشی از نیروهای ذهنی انسان یا نوعی اگاهی و شعور است یا چیز دیگری است؟ - چاکرا چیست؟ - لطفا به زبان ساده توضیح دهید و یا منابعی را برای مطالعه معرفی نمایید برایتان دلی شاد و تنی سالم ارزومندم.
نيازی به داشتن هيچ باوری نيست. اصلا توجه نداشته باشيد ديگران ممکن است چه باورهايی داشته باشند. اينکه کالبد اختری از چه تشکيل شده کاملا قابل درک نيست. ولی خيلی ها به اين اعتقاد دارند که از ماده ای لطيف به اسم اثير تشکيل شده که البته هيچ اطلاعی از ترکيب اين ماده نيست بلکه فقط ميدانند که هست. البته اين در حدی است که از راه علمی به آن رسيده اند. کالبداختری روح نيست. يکی از کالبدهای انسان کالبد اختری ميباشد. و انسان کالبدهای ديگری هم دارد. کالبد اختری وجود خارجی دارد و آگاهی خاصيتی جدا ناپذير از آن ميباشد که در بين انسانهای مختلف سطوح متفاوتی دارد. چاکراها مراکز توليد انرژي در انسان ميباشند که به دو دسته اصلی و کوچک تقسيم ميشوند. انسان دارای هفت چاکرای اصلی و بزرگ ميباشد. چاکرا به زبان سانسکريت به معنی چرخ حيات ميباشد.
http://www.solarraven.com/chakra.html
http://www.donmeh-west.com/sevenchak.shtml
http://sannyas.org/quotes/chakra01.htm
توصيه ميکنم در صورتی که روی چاکراها کار ميکنيد به هيچ وجه به صورت افراطی روی يکی از آنها کار نکنيد بلکه پيشنهاد ميکنم ابتدا روی چاکرای قلب و تاج فعاليت کنيد. موفق باشيد.
سلام. آرشيو را فعال کردم و در صورتی که لينکی از نوشته های قبلی کار نکرد ميتونيد از لينک آرشيو به تمام نوشته های قبلی دسترسی پيدا کنيد. تمام نوشته های قبلی در يک آرشيو ماهانه قرار دارند از روز شروع تا حالا. لينک بعضی از نوشته ها را در ليست نوشته های پيشين نذاشتم. با آرشيو ميتونيد به همه شون دسترسی پيدا کنيد. شايد بعدا وقت پيدا کنم و لينک آنها را در ليست نوشته های پيشين قرار بدم.
سلام. اتفاقات خيلی جالبی داره ميفته. ديشب به دنبال کتاب کف بينی توی کتابها درحال جستجوی چشمی بودم ولی خوب پيداش نميشد. يادم افتاد که کمی معلومات در اين زمينه بدست بيارم چون در اين زمينه فقط يک مقاله خوندم (اونم تو مجله موفقيت دقيقا اسمش را يادم نيست ولی درباره خطوط عمودی و افقی دست و انگشت شصت که انگشت اراده است نوشته شده بود و چيزهای ديگه) ولی کارهايی کرده بودم که بعضی وقتها نميدونم اطلاعات از کجا ميومد و من آنها را بيان ميکردم. برای همين دنبال کتاب ميگشتم ولی خوب هر چقدر بيشتر ميگشتم بيشتر فرار ميکرد. برای همين از جستجو دست برداشتم و از کلمه خلاقيت که اسم کتابی از اشو بود خوشم اومد برداشتم ببينم چی نوشته. و خوب پرده هايی از جلوی چشمم برداشته شد و رفتارهايم را آنطور که گفته بود ديدم خيلی جالبه وقتی برای اولين بار به رفتارهای مسخره ات آگاه بشی. مطلبی که دارای نبوغ بسياری بود و من را شگفت زده کرد درباره دو اصطلاح «فعاليت» و «عمل» است يا Activity و Action. شايد هيچ فرقی بين اين دو حس نکنيم و هردو را از يک نوع قلمداد کنيم ولی اينطور نيست. خيلی جالب بود و من به خواندن ادامه دادم و ديدم که فرق ايندو ميتوان گفت چيزی بيش از زمين تا آسمان است. همينطور که ادامه ميدادم نبوغ اوشو بيشتر و بيشتر به من اشراق ميداد. اوشو ميگفت فعاليت درواقع کاريه که نياز به واکنش نداره و ما برای اينکه بيکار نباشيم آن را انجام ميدهيم. چون ما در واقع از انجام ندادن کاری وحشت داريم و البته از ساکن بودن. ولی اشو گفت که عمل در واقع وقتی است که واکنش باشه. وقتی واکنش باشه عمل صورت ميگيره. وقتی گرسنه ميشيم غذا ميخوريم، وقتی تشنه مون ميشه آب ميخوريم. وقتی آب خوردن فعاليته که ما تشنه مون نباشه ولی آب بخوريم و يا غذا بخوريم ولی گرسنه نيستيم. فعاليت ميتونه سيگار کشيدن باشه، يک عادت. ما نميتونيم اون را ترک کنيم چون کار احمقانه ايه اگر بخواهيم اون را ترک کنيم چون در اين صورت اين عادت با يک عادت ديگه جايگزين ميشه. نبوغ اشو من را بيش از پيش شگفت زده کرد. اشو راه حل ترک چنين عادتی را در ترک ما از سوی عادت ميدونه٬ يعنی برای مثال سيگار کشيدن بايد ما را ترک کنه و اين عمل وقتی صورت ميپذيره که با آگاهی سيگار بکشيم. فعاليت در واقع کشنده درجه اول انرژی است و خلاقيت را از بين ميبره ولی عمل خلاقيت را ايجاد ميکنه و ما انرژی را به نحو مثبتی بکار ميگيريم. فعاليت طبق گفته اشو کاملا منفی است چون تکراری و خسته کننده است. نوشته ام را با اين گفته اشو تمام ميکنم (از کتاب خلاقيت نوشته اشو):
«بگذار عادت ها خودشان از سرت بيفتند؛ تو آنها را کنار نگذار. بگذار فعاليت خود به خود محو شود؛ تو به زور آن را محو نکن- زيرا همان تلاش تو برای محو اجباری آن، خودش فعاليتی است به شکلی ديگر. مراقب باش، حواس را جمع کن، گوش به زنگ باش تا شاهد پديده معجزه آسايی باشی: وقتی چيزی خودش، به ميل و رضای خودش کنار رفت، از خود هيچ ردپايی برجای نخواهد گذاشت. اگر به زور آن را کنار بگذاري، ردپای آن باقی می ماند يک زخم، يک جوشگاه.»
سلام. شايد هميشه از خودتان بپرسيد که از کجا ميتوانم شروع کنم؟ شما علاقه داريد به حقيقت برسيد و دوست داريد که کارهايی را انجام بدهيد و قدرتهای درونی خودتان را تجربه کنيد، ولی نميدانيد چگونه قدم اول را برداريد. شايد به تله پاتی(اتصال و خواندن فکر) علاقه داريد يا به حرکت دادن اشياء فيزيکی توسط قدرت ذهن ولی نميدانيد قدم اول را چطور برداريد. شايد دوستی داريد که کاری خارق العاده انجام ميدهد و هميشه به اين فکر ميکنيد که چه کار جالبی انجام ميدهد ولی هيچوقت جواب درستی از او نگرفتيد. شايد او به شما راه حل را خودهیپنوتيزم معرفی کرده يا شايد مديتيشن و يا جوابهای ديگر و شايد شما هم اين راهها را امتحان کرديد و به نتيجه نرسيديد. اين دليلش اين نيست که آن روشها موثر نيستند بلکه ميتواند به اين خاطر باشد که شما از کاری که ميکنيد کاملا آگاه نيستيد. در ابتدای کار بايد به اندازه کافی آگاهی خودتان را با خواندن کتاب، مطالعه مقالات موجود در اينترنت، و آگاه شدن به کاری که انجام ميدهيد گسترش دهيد. وقتی به آگاهی اهميت داديد رسيدن به جواب فقط نياز به تمرين خواهيد داشت و البته بدون توقع نتيجه پيامد. در اينصورت ميتوانيد مطمئن باشيد که موفق خواهيد شد. دو عنصر بسيار مهم در فعاليتهای مابعدالطبيعه تخيل و تمرکز هستند. تقويت اين دو عنصر ميتواند به شما در رسيدن به هدفی که داريد، هر چه ميخواهد باشد، کمک بسياری بکند و شما را به هدفتان نزديکتر کند. اکنون تمرينی را برای تقويت هريک از اين دو به شما خواهم داد. هر دوی اين تمرينات بسيار ساده هستند و وقتی از شما نخواهند گرفت و در ضمن بسيار لذت بخش هستند و ميتوانيد به راحتی آنها را انجام دهيد.
تقويت تخيل: تخيل در ذهن حتما به اين معنا نيست که شما چيزی را در ذهن خواهيد ديد بلکه کاری است که ما روزانه بارها و بارها آن را انجام ميدهيم. وقتی در روياهايمان غوطه ور ميشويم در واقع ما در حال استفاده از تخيل هستيم. پس تخيل کار عجيبی نيست و برای ما بسيار آشناست. کاری که ميتوانيد برای تقويت آن انجام دهيد ميتواند به اين صورت باشد. مثلا شما در حال راه رفتن در مسيری هستيد. برای لحظه ای به اطراف آگاه شويد و اشياء موجود در محيط را بررسی کنيد. اکنون چشمهايتان را ببنديد و همينطور به راه خود ادامه دهيد و در همين حين در ذهن خود مسير، اشياء موجود در مسير و در اطراف شما و اينکه چه مقدار از مسير را پيموده ايد تجسم کنيد و آنها را در ذهنتان تخيل کنيد. يا با گفتار ساده تر در ذهنتان ببينيد( با اينکه به آن معنی ديدن نيست) پس از مدتی چشمانتان را باز کنيد و دوباره اين کار را تکرار کنيد. اين تمرين بسيار موثری است و شبيه يک بازی ميباشد که البته نه فقط برای تقويت قدرت تخيل بلکه فوايد ديگری دارد. اين تمرين برای کسانی که در زمينه آگاهی در خواب تمرين ميکنند بسيار مفيد ميباشد.
تقويت تمرکز: تمرکز عنصری است که ما هميشه از آن استفاده ميکنيم. چه در کارهای کوچک و چه در کارهای بزرگمان. وقتی ميخواهيم چيزی را بياد آوريم، اينکار نياز به مقداری تمرکز دارد، در واقع عناصری را که از آنها به دفعات نا متناهی استفاده ميکنيم در حالتی مخفی قرار ميگيرند و ما نسبت به وجود آنها آگاهی نخواهيم داشت با آنکه از آنها استفاده ميکنيم و استفاده خواهيم کرد. در اينجا ميبينيد که آگاهی عنصر بسيار مهمی است که در همه جا حضور دارد. وقتی هدفی تعيين ميکنيد و برای آن تلاش ميکنيد چه به آن برسيد چه نرسيد برای اينکار تمرکز کرده ايد. وقتی به مديتيشن میپردازيد و در عين حال که ميخواهيد به حالتی از خلأ و خالی از افکار برسيد برای پرداختن به اين فکر که ميخواهيد به حالت خلأ و سکوت درون برسيد باز هم به تمرکز میپردازيد با اينکه حضور آن باز هم نامحسوس است. در لحظه کنونی که شما سعی در خواندن و فهم اين سطور ميکنيد و ممکن است متنن نم اشتبها داشهت باشد شما باز هم در حال استفاده از تمرکز هستيد. پس همانگونه که مشاهده ميکنيد تمرکز عنصری هميشگی ميباشد. برای تقويت تمرکزتان ميتوانيد به حالت بسيار راحت و چهار زانو نشسته و يک شمع را روشن کرده به شعله آن خيره شويد و سعی کنيد افکارتان را خاموش کنيد. به اين ترتيب شما ميتوانيد به سطح بالايی از تمرکز برسيد. سعی کنيد در محيط تاريک اين کار را انجام دهيد و بر روی سطح نرمی نشسته باشيد و پشتتان را به ديوار تکيه دهيد. با انجام اين تمرين شما ميتوانيد هم به تمرکز بالايی دست پيدا کنيد و به مرور زمان خلسه خوبی را تجربه کنيد. در صورت تمرين مداوم احساس يکی بودن باشمع به شما دست خواهد داد و شمعی خواهيد شد که در حال سوختن و آب شدن است.
خروج از جسم (۱) برونفکنی کالبداختری (۱) برون فکنی کالبد اختری (۱) ریلکسیشن رهایی (۱)
نور - The Light گل هزار برگ اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من


